دسته: شعر نو

2

بوی برف

حروفی از تن ات بوی برف می داد بوی نقره‌ی آب از گلوی ناودان باران ! و این‌که نیامدن‌ات آمدن‌ات...

0

رقص نگاه

ذهنم پرموسیقی خنده ی تو؛ نبضم سازکوبه ای نفسم نی انبان بندری دلم درپرده میرقصداز نُت نگاهت وقتی با ملودی...

0

سمفونی

نمیدانم زندگی قبلش از آن که بود که در ناگزیر اسپرم های پدرش اینگونه مادرزاد شد سپید مویی آلت سیاه...