دسته: شعر کلاسیک

۰

ای اشک

۷۱ ای اشک خیال گریه ندارد دوچشم من ای اشک دوباره بر تن وجانم شرر نزن ای اشک میان خاطره...

۰

آب برد

مسعود اویسی شاعر: کشورِ زیبای من را ذرّه ذرّه آب برد عدّه ای بیگانه را هم روزِ روشن خواب برد...

۰

برگ زرین۳

برگی زرین ازنهج البلاغه وقال علی علیه السلام اَلْغِیبََََتهُ جُهْدُ اَلْعاجِزِ 《غیبت نشانه ناتوانی》 «اخلاقی،اجتماعی» ترجمه من‍ظوم آزاد نکوگفتن مرام...

۰

شاعر کویر

شــــــــاعـر کـــــــــویـر آن بلبـــلـم که در دل صــحـرای زنــــدگی دلبســـته صـداقـت خـاری اسـت خاطـــرم آســوده از خیــال شـــقـایـق ز یــاد...

۰

برگ زرین۲

برگی زرین ازنهج البلاغه وقال علی علیه السلام لِسانُ الْعاقِلِ وَراءَقَلْبِه،وَقَلْبُ الْأَحْمَقِ وَراءَلِسانِهِ (عقل ونادانی) (اخلاقی) دل آینه عقل وزبان...

۰

مسعود اویسی شاعر: خوشحال و شاد بودن تنها دعای من بود وقتی که سرزمینم با غصّه تن به تن بود...

۰

تار مو

حسن گلبو: سلام علیکم تار مویت را نمودم تار عشق تا زنم نقشی به روی دار عشق تار با هر...

۰

تمام قصه ها

تمام قصه هایم را دو باره بر ملا کردم تو را مثل غزلهایم اسیر ماجرا کردم   ندارم جز تنی...

۰

برگ زرین ۱

برگی زرین ازنهج البلاغه وقال علی علیه السلام مَنْ ضَیَّعهُ اَلْاَقْربُ اُتیِحَ لَهُ اَلْأبْعَدُ (خدای چاره ساز) (اخلاقی،اجتماعی) ترجمه منظوم...

۰

سیل بنیان کن

سیل آمد،سیل بنیان کن ببین شد خروشان سیل اشک من ببین بچه در آغوش مادر خفته بود ناگهان پرواز در...

دروازه قران ۰

دروازه قران

زخمی زد و غرید و شتابان رد شد از کوچه و خانه و خیابان رد شد از خیس ترین نگاه...

۰

زندگی

محمد رضا نظری: پیش به سوی زندگی، مرگ خبر نمیدهد کاش بدانی که اجل وقت هَدَر نمیدهد کاش بدانی که...

۰

درد

کنعان محمدی: با لطفِ شما نمک فراوان داریم در سینه “جگر کبابِ” بِریان داریم همواره پُر است سفره ی منزلمان...

۰

سحر خیز

اقای مسیحا: دعای چوپان شبی از گفته ی پیری سحر خیز شنیدم داستانی حکمت آمیز برای جمعی از مردم به...