نویسنده: صفیه قومنجانی

۰

پنجره باز

صفیه قومنجانی: هم اینکه پنجره باز است،زندگی جاریست بهار و موسم ناز است، زندگی جاریست هوای کوچه ی احساس از...

۰

چون کوه

صفیه قومنجانی: چون کوه نگاه دار ِدردش باشیم دلواپس ِرنگ و روی زردش باشیم سیلاب تمام هستی اش را برده...

۰

رودهای بی تدبیر

صفیه قومنجانی: باز هم رودهای بی تدبیر ،ابرها را به رقص آوردند روزهاشب شدند پی در پی، ابرها سایه هایی...

۰

تا بهار

صفیه قومنجانی: ‍ تا بهار ِدوباره برگردد روی این ریلها قطاری نیست گوشهای زمین پر از بوقند توی این کوپه...

۰

یغما

صفیه قومنجانی: سیلی که بهار را به یغما میبرد قاتل شده بود و بی محابامیبرد سیلابِ غم انگیزِ بلا،رحم نکرد...