نقدی بر مقاله سندرم اسهال شعری

به نام خدا
سلام حضور اساتید محترم به خصوص جناب حیدری نگارنده متن،با عرض پوزش از جنابعالی، متن نامبرده را میتوان از دو نظرمورد تحلیل و بررسی قرار داد:
۱_نقد اجتماعی ۲_نقد ادبی
۱_نقد اجتماعی :همانگونه که اساتید محترم میدانند در دوران صفویه و افشار نیز چنین رخدادی در اجتماع ایران به وقوع پیوسته و شعر حالت عامیانه و کوچه و بازاری شد!شعر از شکوفایی ایستاد و به ابتذال کشیده شد در این خصوص با جنابعالی موافقم.
۲_نقد ادبی:از نظر زیر ساخت ادبیات و فرهنگ غنی پارسی، باید اعتراف کنم که اکثر شاعران جدید یا جوان بوده و یا حوصله مطالعه کافی ندارند و بدون آگاهی از ریشه و تنه اصلی درخت تناور ادب پارسی،اقدام به آراستن و پرداختن شاخ و برگهای آن نموده اند و با سرودن اشعاری سست در باروری گلهای آن جلوگیری کرده اند.
در این خصوص باید بگویم که متاسفانه زبان نگارنده بسیار تلخ و گزنده است و خود با انتخاب الفاظ رکیک موجبات رنجش نسل جدید ادب را فراهم می کند، لذا با عرض پوزش مجدد این حقیر از بکار بردن اصطلاحاتی چون اسهال شعر،به
شدت مخالفم چون خود به خود این واژه ها هرچند ایهام آمیز بکار رفته ولی باز در شان ادبیات فخیم پارسی نیست و هم موجب تکدر خاطر دوستان ادب پرور میگردد.
به قول حکیم فردوسی سخن گرم و نرم مؤثر تر از الفاظ سرد و نا امید کننده است.
در آخر با پوزش مجدد از شما،به نظر این حقیر اهل فن وظیفه دارد ضمن آسیب شناسی و بررسی این معضل پدید آمده،به مثابه باغبانی عمل نموده که بی آنکه خاری به دستش رود و یا گلی را بخشکاند در گلستان شعر و ادب پارسی باعث رشد و نمو آن شود.با عرض تبریک روز طبیعت
کوچک شما سعید خاکپور 🙏 🙏 🙏 🙏 🙏 🙏 🙏

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *