رودهای بی تدبیر

صفیه قومنجانی:
باز هم رودهای بی تدبیر ،ابرها را به رقص آوردند
روزهاشب شدند پی در پی، ابرها سایه هایی از دردند

چند روزیست قحطیِ شادی، روی ِ آغوشِ شهر میبارد
چتر وانگشترِ زمین خورده، چه پیامی برایمان دارد؟!

سیل تا رد شد ازمقابل تو، سفره ی هفت سینمان پژمرد
ماهی قرمزی که با هر موج، روبه آماج ِصخره ها میخورد

آه یک شهر زیر آب افتاد گره از کارِ بسته باز نشد
زندگی لایه روبی مرگ است مرگ هم راه ِچاره ساز نشد

تلخی نوبهار را باید با غم اشک آب و جارو کرد
سدِ باران شدند چشمانم درغم روزهای بی برگرد

سینِ امسالمان غم ِسیلاب طعم ِشیرین عید را قی کرد
جای تبریک تسلیت گفتیم ،چه به جا ماند یک زمستان درد!

#صفیه_قومنجانی
#نوبهار_تلخ

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *