این همه تنهایی و خون جگر
ناله از شب تابه هنگام سحر
بی کسی و خواری و آه و فغان
سردی و دلشوره های بی امان
دم بدم آشفته و بی تاب شدن
در غم فقر و نداری آب شدن
گریه از دست رفیق نابکار
له شدن در زیر چرخ روزگار
نارو و نیرنگ و ترفند و دروغ
روز و شب های درام و بی فروغ
ضجه بهر لقمه ای نان و پنیر
بهر آن رفتن به کام گرگ و شیر
این همه بیزاری و درماندگی
دارد عنوانی به نام زندگی
منکه بیزارم دگر از نام آن
زهر نوشیدم فقط از جام آن
علاءالدین احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.