دست خودم

دست خودم نیست،
دلـــ است دیگـر
زبان نفهم و لجباز
هرچہ گوئے او ساز خودش را مے نوازد
امان از لحظہ اے ڪہ ناڪوڪ بنوازد.
زمین و زمان را هم بهم بـدوزے
دل گوید تا او نباشد باید بسوزے

۹۶/۲/۲۷
خدیجہ عمرےزاده
غزلڪ

@khadijehomrizadeh

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *