دلم تنگه واسه گریه
که دیگه از چشام دوره
رسیده پیری و چشمم
همش بیمار و رنجوره
آخه چشمی که یک عمره
شده عاشق شدن کارش
نداره گاه دلتنگی
دیگه اشکی واسه بارش
کاشکی عاشق نبود این دل
که غصه از دلم دور بود
بجای این پریشونی
دلم شاداب و مسرور بود
ولی افسوس که دلتنگی
مثل گل پر پرم کرده
زده آتش وجودم را
چنان خاکسترم کرده
علاءالدین احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.