بخواب ای دل که بیخوابی تموم شد
همه عمرت تو بی تابی حروم شد
بخواب راحت تو ای عاشق خسته
دیگه رفت اونیکه عهد با تو بسته
دیگه پایان گرفته بیقراری
روزای حسرت و چشم انتظاری
بهت گفتم که یارت عاشقت نیست
قسم خوردم که حتی لایقت نیست
ولی افسوس تو افسون گشته بودی تو عاشق مثل مجنون گشته بودی
نکردی حرفامامو یه لحظه باور
زدی توو عاشقی به سیم آخر
میدونستم یه روز قالت میذاره
تورو تنها با این حالت میذاره
حالا با خاطراتش زندگی کن
فقط در گاه عشقو بندگی کن
نگیر جز خالق هستی دیگه یار
اونه تنها گل زیبا و بی خار
بده خود رو بدست مهربونش
بزن پر روز و شب توو آسمونش
علاءالدین احمدی

1 thought on “بخواب ای دل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.