گریه های بی علاج

باز هم قلم و دفتر

بازهم تمرد حروف

باز هم تخمیر جوهر در دوات

 

باز هم تکیه بر عصای صبر

بر ناله های بی صدا

بر گریه های بی علاج

 

باز هم طوفان دردها

و انعکاس غم ها

در آینه های شکسته

و روایت هزاران غصه

با لب های بسته

 

باز هم شلاق دردها

مثل رعد و برق آسمان

می زند بر تن و جان ها

 

سکوت کم کم

حیات را می بلعد

آرام آرام

زندگی را احاطه

بر قلم امر و نهی

بر کلمات تحکم

و ریاست می کند.

جلیل میاحے

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.