بیصدا در خود شکستم
در غم و غصه نشستم
این شکستن سهم من بود
خود نشان فهم من بود
گر که دنیا دیده بودم
عاقل و فهمیده بودم
حال و روزم کی چنین بود؟
کی دلم زار و غمین بود؟
وقتی دل بیهوده باختم
در تباهی خانه ساختم
عاقبت با سنگ کینه
دل شکست در قاب سینه
حقم این خاک بر سری بود
ناسزا و توو سری بود
علاءالدین احمدی

1 thought on “ترانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.