از من چه می دانی،؟ مرا در شعر می خوانی
از من چه می دانی؟ پرم از ابر بارانی

می خوانی ام با نسل های زخمی ایران
می خوانمت با بغض آدم های طوفانی

شاید نمی دانی که چندین قرن پیش از این
بر دار گشتم همدل و همشانه با مانی

همدوش بابک زخم ها از دشمنان خوردم
با خون نوشتم زنده باد ایران و ایرانی

شلاق ها با مازیار از حاکمان خوردم
از تازیان و بانیان جنگ و ویرانی

همراه با حلاج از حق می زدم ناله
شد آشکارا بر دلم اسرار ربانی

با سر بداران بامغول ها سخت جنگیدم
در سبزوار آخر شدم از عشق قربانی

تبریز و آزادی و استبداد و ماندن با
سیصد گل سرخ و گل خونبرگ نصرانی

با جنگلی ها جنگ با بیگانگان کردم
سر داده ام همراه با سردار گیلانی

تیغ ستم بر گردنم همراه دهقانان
از کدخدا و خان آن دوران خان خانی

آغاز بیداری روحانی چه نزدیک است
هرچند خواب غافلان را نیست پایانی

همپای من ای هم وطن بودی و جان دادی
با من در این راه پر از خون باز می مانی؟

#حسین_محمدی_فرد_30_2_97

https://t.me/hoseinmohammadifard_ghazal

6 thoughts on “از من چه می دانی؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.