ناتورآلیسم در اشعار نیما

فروغ در یکی از معدود نامه هائی که از او به جای مانده است، خطاب به برادرش چنین می نویسد:
“در شعر اصل موضوع نوع برداشت و جهان بینی شاعر است. لازم نیست وزن و قافیه را رعایت کنی. سعی کن با ریتم کلمات یک حرکت بوجود بیاوری که شنیدنی باشد؛ یعنی درکش تبدیل به یک نوع وزن بشود.”[14:از صفحات بدون شماره آخرکتاب!] 
به نظر من صراحت و صمیمیت فوق العاده ای در این توصیه ی فروغ وجود دارد. و بروشنی میتوان روح اندیشه های نیما را در آن تشخیص داد. چیزی که باعث شگفتی می شود آن است که فروغ توانسته بود، جوهره ی شعر نو را تنها با چند جمله بیان کند. و درک این موضوع که فروغ آن حرفها را طی یک نامه ی خصوصی به برادرش گفته است، اهمیت آن را دو چندان می کند. در توصیه فروغ نه از قالبهای شعر فارسی صحبتی به میان آمده است و نه از افاعیل عروضی در آن خبری است و به جای آنها تنها از یک حس غریزی از حرکت ریتم کلمات صحبت به میان آمده که قرار است درک آن احساسی از وزن را بوجود بیاورد. اما مهمتر از آن او از جهان بینی ای صحبت میکند که مختص شاعر است. شاید این کوتاهترین عبارتی باشد که بتواند همه ی مناقشات موجود بین شعر سنتی و نو را بصورت موجز و روشن تبیین نماید. در این مقاله من بدنبال آن جهان بینی شاعرانه ی متفاوتی هستم که فروغ از آن سخن گفته است و این موضوع دقیقا همان چیزی است که در نقد شعر نیما کمتر به آن پرداخته شده است.

ادامه مطلب اینجا کلیک کنید

مدیر

Author: مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.