سید حسینی شاعر:
“عیالم گفته”

عیالم گفته: از فردا چغندر
برای رفع درد و غم بکارم

کرفس و اسفناج و جعفری با
برادر زاده اش میثم بکارم

خیار چمبر از نوع درختی
برای خاله اش اکرم بکارم

برای کاله جوش عمّه جانش
بادمجانِ بدون سم بکارم

برای گاومان چون زود زایید
بلال و یونجه را باهم بکارم

کشاورزی رسید و گفت گندم
برای حضرت آدم بکارم

یکی با خر رسید و اینچنین گفت
که جو بی غصّه و ماتم بکارم

به جان نخلها تا لرزه افتاد
حکیمی گفت نخلی بم بکارم

برای حفظ جان شهروندان
ستون خانه ها محکم بکارم

نهال نظم و تقوا در حیاط
مدیر ِکلّ جام جم بکارم

پدر با قلب زخمی خواست تا من
برای زخمها مرهم بکارم

عیالم گفت قدری هندوانه
برایش با نوک دیلم بکارم

پیاز و گوجه جای شعرخوانی
برای خلق این عالم بکارم

برای شام مهمانان یلدا
هویج و زردک و شلغم بکارم

به او گفتم که با این آب ناچیز
قناعت کن که باید کم بکارم

فقط فردا برای قوم تاتار
نمیدانم که کنگر هم بکارم؟

“یلداتون مبارک”

#مهدی_سیدحسینی
96 / 9 / 29

مدیر

Author: مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.