شعر:یک توپ

سید حسین عماذی:
هفت سنگ

یک توپ کافی بود و بعدش هفت تا سنگ
بعدش دلی بی غصه و خالی ز نیرنگ
پرتاپ توپ و خنده های ساده و شاد
دنبال هم بودن به دور از حمله ی جنگ
شادی برای بردهای کودکانه
بازنده بودن بی هراس از طعنه و ننگ
آزاد از هر بند و هر نامی رفاقت
شاد و صمیمی با صفا و خوب و یکرنگ
ما بچه بودیم و برای شادی ما
یک توپ کافی بود و بعدش هفت تا سنگ

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. محمد رضا درانی نژاد گفت:

    درود جناب عمادی ساده و زیبا

  2. باسلام و ادب گرامی شاعر عزیز!
    سروده ای ساده و دلنشین است
    که شاعر در رعایت قافیه و وزن مداقه بیشتری بخرج داده است.
    با احترام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *