شعر :کجای

کجای بغض تو خالی کنیم پُرها را
نه بهتر است بگوییم این تومور هارا
به رسم قیچی خیاط نیست می بینی
که در حوالی شلوار جیب برها را
و هرچه دلزده هندل زدیم رابطه را
که در هوای زمستانی ات موتور هارا
به سمت جاده سبز بهار طی بکنیم
و بعد هم به بلندت اسانسورها را
ولی نشد که به اندام گندمت هرسال
نشاط شخم بگیرد تراکتورهارا
به قدر یک اتم اما نخواستم در من
بنا کنی به توحش رآکتورها را
چقدر خسته ام از این حسابدار عبوس
که بی محاسبه پر کرده فاکتورهارا
و بی خیال تمامی رنگهای جهان
گرفته قرمز و خاکستری دکورهارا
چقدر خسته ام از این جهان مرگ اندیش
که با غرور بیان می کند ترور ها را
هزار پیچ و خم دور هست و می بندند
به سمت مقصد چشمت میانبرها را
پر از مواقع بغضم اهای مرزِ جنون
کجای بغض تو خالی کنیم پرهارا؟
رحمان مولایی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *