هرمنوتیک

رز:
هرمنوتیک
=======================
هرچند که خوانده ای مرا سفسطه گر
پیغمبر یک اُمّت از راه به در
” یارب نظر تو بر نگردد ” اما
این نقد موُلف است نه نقد اثر!!!

رحیم رسولی
@@@
چرا قرآن با عموم شعرا مخالف است و فقط گروه خاصی از آنها را تأیید می کند?

در قرآن سوره ای وجود دارد به نام شعرا و بطور مشخص درباره آنها صحبت می کند.( آیات ۲۲۴ تا ۲۲۷)
با توجه به سایر آیات و فکر و فرهنگ حاکم بر قرآن در می یابیم از آنجا که فرد و جامعه مطلوب قرآنی ، جامعه ای ست که در مسیر کمال و تکامل حرکت می کند هر چیزی که به این حرکت دامن بزند و حرکتش را تسریع و تسهیل کند ممدوح و پسندیده و هرچیز آن را کند کند یا مانع آن شود مذموم و ناپسند است. در دیدگاه قرآن ، عیب جویی مذمت شده است ، پس عیب جویی و برهم زدن روابط بین فردی و ایجاد فاصله های نبایسته مذموم است، در دیدگاه قرآن ، توصیه به عدالت و اخلاق قبل از عدالت و اخلاق ورزی مذموم است حال آنکه بسیاری از شعرا حاوی این صفتند، پرداختن به سیاست قبل از پرداختن به فرهنگ و خودشناسی و خداشناسی و خردورزی هم همینطور. مجموعه اینها باعث شده است که قرآن هر شعر و شاعری را تأیید نکند .
اما مگر میشود عدالت و اخلاق داشت و به سمت کمال حرکت کرد بی آنکه جامعه بستر آن را فراهم کند یا لااقل در مسیرش سنگ تراشی نکند?
اینجاست که قرآن، با تایید این اثرگذاری ، یکی از نشانه های شعر و شاعر فاخر را دادخواهی و ظلم ستیزی می داند و هر سکوتی را برنمی تابد. اساسا در قرآن، تحقق عدالت اجتماعی ، فلسفه بعثت انبیا قلمداد شده است.( حدید/۲۵). پس پرداختن به هرگونه شعری حتی آیینی مادامی که خالی از عناصر خردورزی و اخلاق گرایی و عدالت جویی باشد ، مذموم و ابزار غفلت از آرمانهای راستین است. جامعه زمانی به سمت قداست حرکت میکند_حرکت میکند نه اینکه مقدس شده باشد!_ که ارگانهایش ، در برابر نقد منصفانه ، منعطف باشند و دست ناقد را ببوسند . مگر در در روایات نیامده است: من احبک ، نهاک. یعنی دوست تو کسی است که نهیت کند.
افلاطون هم درباره شعر همین دیدگاه را دارد. وی از یک سو به شعر روی خوشی نشان نمی دهد. چون طرفدار عقلگرایی و‌ خودسازی تا راه یافتن به عالم مُثُل است.
افلاطون همه چیزِ این دنیا را و حتی خود دنیا را مَجازی و سایه یک واقعیت اصیل و برتر می داند.
در مورد کلام هم میگوید ، سخن عادی، سایه یک حقیقت است ، شعر، یک مرتبه پایین تر از سخن عادی است و سایه کلام عادی است!!. یعنی سایه ی سایه است، پس انسان را به جایی درخور نمی رساند، او شعر را تقلیدی ضعیف و ناشیانه از طبیعت می داند.
اما در جایی دیگر هم شعر را ستایش کرده است و آن شعری ست که اسباب حرکت به عالم نورانیت محض(مثال و ایده) باشد.
جالب است که علی (ع) هم دنیا را مَجاز میداند و آنرا پل و سایه حقیقت میداند!:
“أيها الناس! انما الدنيا دار مجاز، و الآخرة دار قرار، فخذوا من ممركم لمقركم” .(نهج البلاغه، خطبه۲۰۳)
یعنی دنیا ممرّ و پل است و آخرت ، مقر و مقصد است. مجاز در عربی یعنی محل گذر.
پس وقتی دنیا ، مجازی است فضاهای مجازی یعنی مجاز در مجاز!

#رضا_زارعی
@reza_zarei_tanz

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *