مام آزاده

مامِ آزاده ی خزر بر دوش
رَنجبانوی خسته و خاموش

شانه ات سبزِ آسمانجنگل
لارَک و قشممان تو را کفپوش

داغ فرزندها به جانت از
مستبدان اژدها بر دوش

خونمان را به شیشه ها کردند
شومبختان بزم نوشانوش

زخمی از دشنه های نامردان
خاک خونریشه ی شقایقجوش

سخت دلتنگم و پر از اندوه
مرز جاوید آسمانآغوش

من همانم اگرچه کودَکمَرد
همچنان شوخ و شنگ و بازیگوش

در خزانحال خود به امیدِ
نو بهار قشنگ مرزنگوش

ای وطنمادرم تحمل کن
می رسد باز نغمه ی چاووش

حسین محمدی فرد

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. محمد رضا درانی نژاد گفت:

    درود بر شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *