شعر:درسیل اشکهای تو میمیرم

من از باران به هنگامی که
آسمان بی محابا میزند فریاد و خشمگین است، نمی ترسم.
من از سیلاب ویرانگر- و بیم انگیز
من از بوران وهم انگیز نمی ترسم
ولی اما من از باران اشکِ آن دو چشم سحرانگیزت
به هنگامی که مغموم است و افسرده،
هراس دارم -و میلرزم
مبار لیلا ! که من در سیل اشکهای تو میمیرم!
عرفان و اعتراض

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *