بوی برف

حروفی از تن ات بوی برف می داد
بوی نقره‌ی آب از گلوی ناودان

باران !
و این‌که نیامدن‌ات
آمدن‌ات را خیس می‌برد
و این‌که فروردین از ما بارور است

من و باران
باران که زخم‌هایم را
به گوش شهر می‌رساند

حرف‌هایم را گم کرده‌ام و
کلید خانه‌ام را

این را به باران بگو!

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. قاسم پرویزی گفت:

    این شعر از خانم شوهانی مثل همه شعرهای او عااااااااااااااااالی و خوانددددددددددددددددنی بود. مررررررررررررررسی از شما

  2. جلیل میاحی گفت:

    درود
    قلم تان مانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *