امید

دور هم باران و شب های بی شمار می داریم
آسمان آبی. رودخانه ها
برای عروسان نو گلخند
ای کودکان آب می داریم نان
من برای تو می دارم
زمین آواز می دارد
اسلحه ناز
زندانیان
بی کسان
گربه ها
پرندگان
دیوار ها جز به باد جز به سرما نمی دارند
من مخعف تو می شوم
همه را حساب می دارند
وتو دستی از آدم ها برسرم
همگی نور
مردمان دنیا همگی پبش هم زمان های زیاد می داریم
زیر اقیانوس آرام
زور را در اسناد می داریم
من مخفف تو
و زیرکوه های بلند
تاریخ را بسته فقط در ذهن می داریم
خورشیدو ماه
عقربه ها روی هم عشق می دارند
ستاره
انار می داریم
وساختمانی جز ساز جز آواز
پیش هم باهم زنده ایم مثل روز
وشب را پاس می داریم.
ثریا کهریزی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *