از عشق تو

با عشق تو این نفس بر آید
بی عشق تو عمر من سرآید
ای دارو ندار و نفس من
عالم شده بی تو قفس من
با من تو بمان و یاورم باش
تا وادی عشق همسفرم باش
جزلعل لبت هوس ندارم
درمانده ام نفس ندارم
خواهی نفسم روان برآید؟
مرغ دلم از قفس درآید؟
تا جان به تن و رمق مرا هست
از جام لبت بکن مرا مست
علاءالدین احمدی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *