ابوالقاسم کریمی/شعر مبتلا به ریا

آسمون رفاقت یه مدته سیا شده
یه اتفاقی افتاده یه چیزی کم بها شده
قشنگ تو چشم بضیا رنگ خیانت میبینم
چون میدونم خدافظی سلام خیلی یا شده
نماز بارون نخون فایده ای نمیکنه
مسلمونی تو این کویر فقط یه ادعا شده
ستم حلال و دروغ واجب تو خیلی کارا
واسه همینکه خدا از دلامون جدا شده
اینجا واسه حروم خورا بهشتی آسمونیه
اما خوبی کودکی ِ , که توی چاه رها شده
همه میدونن یه روزی باید از این دنیا برن
پس چرا بی وفایی عادت این روزا شده؟
نفس نفس نفس زدن تو جاده ی زندگی
با کوله باری از غم , این سرنوشت ِ ما شده؟
فریادمو برم بگم به خدای مهربونم
نه دیوایی که قلبشون به ریا مبتلا شد.

سروده ابوالقاسم کریمی(فرزند زمین)

ابوالقاسم کریمی

ابوالقاسم کریمی

صلح طلب/طرفدارآشتی ملی/فعال محیط زیست/کنشگراجتماعی/شاعر/ترانه سرا/نویسنده/طرفدارفرضیه گایا/فرزندزمین

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. مدیر مدیر گفت:

    جناب کریمی لطف کنید
    الف: شعر را به صورت عکس ارسال نفرمایید
    ب: اشعاری ارسال فرمایید که قابل انتشار باشد شعر آخری شما قابل انتشاردر این سایت نبود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *